آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

فرهنگ لغات آتنا طلایی

😇بنام خداوند خوب و دوست داشتنی😇     سلام بروی ماه دختر شیرینم   سلام به دوستای گلم بخصوص نجمه جونم ، مریم گلی و آجی فاطمه که همیشه زحمت میکشن و به وبلاگ ما سر میزنن و با نظرات قشنگشون کلی من و آتنا خانوم رو سر کیف میارن. خیلی خیلی دوستون دارم.   بالاخره بعد از کلی جمع آوری لیست از کلمات دخترکم تصمیم گرفتم که تو وبلاگش بنویسم .   نگردیدم : نگشتم   مجوری : مجبوری آزاس یا آدانس : آژانس  تلزون : تلوزیون  یخال : یخچال  ستاخال : سطل آشغال  تفافو : تصادف  رفتیم بودیم : رفته بودیم غصته : غصه  هتسه : عطسه حمو : حموم  سیزنی : سیب زمینی  م...
19 آبان 1393

زندگی یعنی همین لحظه های با تو بودن

بنام خدای خوب و مهربون   تاسوعا و عاشورا گذشت و من برخلاف هرسال توی هیچ مراسم و عزاداری نتونستم شرکت کنم .  یه مقدار حال ندار شده بودی که البته اصلا دلم نمیخواد چیزایی که اوقاتمو تلخ میکنه تو وبلاگت بنویسم. پس فقط اینو میگم که خدا رو صدهزار بار شکر که خطر رفع شد و الآن بهتر شدی. وقتی تو حتی یه کوچولو سرما میخوری انگار دارم دیوونه میشم. خدایا خودت ضامن سلامتی همه بچه ها باش و همه بچه های مریض رو شفا بده.  از صبح که بیدار میشیم تا شب گاهی اینقدر کارای جالب و حرفای بامزه ازت میبینم و میشنوم که نگو و نپرس .  تازگیا تا یه کوچولو دعوات میکنم بعد از چند دقیقه که از کارت پشیمون میشی ، خودتو مظلوم میکنی ...
18 آبان 1393

نگین آبی گوشواره من

بناک خدای خوبم   سلااااااام بالاخره بعد از تلاشهای مستمر  خاله مریم راضی شدیم که گوش شما رو سوراخ کنیم و عمو مهدی نازنین زحمت این کار رو کشیدن.  البته خیلی هم آسون نبود و با گریه و زاری خانوم خانوما همراه شد ولی کاری بود که باید انجام میدادیم.   ...
9 آبان 1393